خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

 سلام دوستای گلم.خوبین ایشالا؟؟؟

من هم شکر خدا خیلی خوبم.بازم با گوشی اومدم ک یه خبدایی از خودم بدم بهتون.17 شهریور در حالی رفتم ببمارستان که 2 روز بود یه دردای کمی داشتم دیگه شب اخر طاقتم تموم شده بود.وقتی رفتم مطب دکتر .دکترم سریع فرستادم بیمارستان.با خواهری رفتیم بیمارستان و نوار قلب و معاینه و...دیگه با مسکن کمی دردام رو کم کردن و دکتر گفت چون تازه 35 هفته ام تموم شده اگه بشه صبر میکنه.ولی عصر دیگه بعد معاینه گفت نه جای بخیه هات خیلی نازک شده. امپول بتا رو بخاطر ریه نینی بهم تزریق کردن.کلی استرس داشتم و وقتی زایمان های طبیعی رو میدیدم و بعدش صدای نینی.کلی گریه کردم .استرسم بخاطر دفعه قبل بود که نکنه بازم اینبار وقتی بهوش اومدم نینی رو نبادن پیشم و بگن تو دستگاهه.هربار هم ک دکتر میاومد بالای سرم هی میپرسیدم بچه زنده میمونه؟؟؟اونو هم بیچاره کردم.دیگه شب 7 و 45 دقبقه رفتم تو اتاق عمل.اونم با کلی گریه و نذر و نیاز.خدارو شکر 8 و ربع ک بهوش اومدم با گریه هی سراغ پسرمو میگرفتم ک پرستاری ک اونجا بود چون دختر عموم پرستار همون جا بود و کلی سفارش شده بودم اومد بالا سرم و درحالی ک اصلا چشمام باز نمیشد گفت بچه سالمه.نیاز ب دستگاه هم نداشته.دیگه از بس بلند گریه میکردمو و هی میگفتم خدایا شکرت .صدای پرسنل دراومده بود.الان هم پسر گلم کنارم خوابیده و من بهترین روزای زندگیمو دارم میگذرونم.البته اگه افسردگی بذاره

| ۱۳٩۳/٧/٦ | ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ | جیجر شووری نظرات () |

  1.  سلوم جیگرای گلم.
  2. اوه اوه پرت نکنین اون لنگه کفشارو.بذارین بگم حرفامو.بعدش قضاوت کنین.خدارو شکر الان 3ماهی میشه که اومدیم خونه خودمون.خیلی خیلی ارامشم بیشتر شده.دیگه اختیار همه چز بخودمونه.هنو  هم اینترنت نداریم.امروز دیگه گفتم با گوشی بیام یه خبری از خودم بدم.
  3. روزای اول ک اومده بودیم اینجا.اینقدر حس جالبی داشتم ک نگو و نپرس.دایم فکر میکردم نو عروسم.از اینکه از خونه میاومدم بیرون و کسی نبود بپرسه کجا میری یه جورایی ذوق میکردم ک شووری هم میفهمید.
  4. راستی یه خبر دیگه:اگه خدا بخواد تا 1ماه دیگه پسملمون بدنیا میاد.
  5. دیگا از زجرایی ک تو این مدت کشیدم تو یه پسو دیگه مینویسم.میخوام این پستم حال خوبی داشته باشه.
  6. امروز هم تولد شووریه.میخوام پاشم با این خیکم کیک بپزم و برم یه دوش بگیرم و اخرین تولد 2 نفریمون رو جشن بگیریم.
  7. برام دعا کنین
| ۱۳٩۳/٦/۱ | ٢:۳٤ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

عزیزای گلم سلام

عید همگی مبارک

ایشالا که سال خوبی رو شروع کرده باشین

از نظر من که خیلی اتفاق جالبی هنوز نیافتاده

فقط اینکه چند روز قبل عید قرار بود خونه رو تحویلمون بدن که همه وسایل رو دست تنهایی جمع کردم و بسته بندی و منتظر.....

روز 3 شنبه با اینکه تو خونمون سگ میزد و گربه میرقصید بنای کثافتمون فرمودن که تموم شدنی نیس

دیگه از گریه های اون 3 رو ز چیزی نگم

مثل یه کلفت افتادم به جون خونه و دیگه هم خونه رو  تمیز کردمو هنوز نصف وسایل تو کارتنه

از سال تحویل هم بگم که شووری طبق 3 سال گذشته بازم سر کار بودو من خونه پدرشووری سال رو تحویل کردم و امروز هم شووری سر کاره و فردا ایشالا بریم عید دیدنی

قول میدم زود برگردم

فحلا.....

| ۱۳٩۳/۱/٢ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

سلام

جیجرای گلم چطورن؟

منم خوبم خوب خوب

فقط یه چند روزیه از بس میخوابم خودمم خسته شدم

دایم رو بالشت چپه ام

دیگه اینکه شووری شیفته و من دیگه ولم تو کارای خودم

دیگه اگه خدا بخواد این هفته کارای خونه تموم میشه و فقط کابینت مونده که امیدوارم تو ماه بعدی فرت بشه و بتونیم تا 20 اسفند بریم خونمون

کلی کار مونده دارم

باید کم کم وسایل رو جمع کنم و بسته بندی

خونه جدید باید تمیز بشه که یه پروسه عظیمه

پرده رو هم که خواهری هفته دیگه از تهران میاره

دیگه اینکه یه خبرای خوبی داره بهم میرسه که اگه درست باشه میام میگم بهتون

الان 1 ماهه میخوام برم ارایشگاه حالشو ندارم

فردا هم کلی کار بانکی دارم تو یه شهر همسایه

باید برم و بیام

عصر هم خونه دخی خاله ختم انعام دعوتم

دیگه کی برم ارایشگاه؟؟؟؟؟

خوشحالم که فردام روز شلوغیه و نبود شووری کمتر اذیتم میکنه

| ۱۳٩٢/۱۱/٢٧ | ٩:۳٧ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

سلام به گلایی که همین جوری سرشونو میندازن پایین و میان میخونن و میرن

چطورین خواهرا؟

منم شکر خدا خوبم

این چند روز که همه جا برف میاومد و کارای خونمون همینجوری موند

از امروز خدارو شکر گچکار رفته تو خونمون و گفته تا آخر هفته تموم میشه

اصلا باورم نمیشه

از دیشب یه جورایی تو فضا هستم که شاید تا عید بریم خونمون

خیلی حس خوبی دارم

دیگه اینکه از روز ی که ما از تهران اومدیم هر روز خونه رو تمیز میکردم و منتظر قوم شوور بودم که بیان خونمون ولی دریغ......

اصولا از ما انتظار دارن که بریم بازدیدشون تو این جور مواقع

میدونم که خونه برادرشو هم خیلی میرن

دیگه اینکه من دیروز تا 3 کلاس داشتم وقتی هم که اومدم خونه شروع کردم به خورد کردن گوشت و بسته بندی تا 6

همین که تموم شد شووری اومد گفت داداشم زنگیده میخوان بیان اینجا

بهش گفتم کی بهت گفته ؟

گفت 1 ساعت پیش

بماند که چقدر عصبانی شدم که بهم خبر نداده و همون لحظه هم زنگ رو زدن

دیگه به صورت ام پی تری جمع و جور کردمو شروع کردم به شام پزیدن

آقا شووری جگر گرفته بود که بپزم

به باباش هم گفته بود بیاد

چون خانمش مسافرته

حالا شانس اوردم 2 تا بسته گوشت برداشتم و کباب کردم

همین که سفره رو انداختم

پدر شو گفت من جگر نمیخورم

کلی خدارو شکر کردم که پزیدو کبابارو

هرچند شووری قبلش میگفت نمیخواد

بابام جگر دوست داره

شانس من همون دیشب دیگه جگر دوست نداشت

تا 12 مهمون داری کردم

تازه اونا که رفتن تا 3 واسه امروز شووری غذا پزیدم

امروزم کلی خوابیدم و کلم پلو شیرازی پزیدم واسه خودم و یه سر هم با دوستام رفتیم خونه یه دوستمون

الان هم تنهایی تو خونه نشستم و بیکار و الاف

| ۱۳٩٢/۱۱/٢٠ | ٧:٤۳ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

سلام گلای همراه

بالاخره کارای فارغ التحصیلی منم بعد از 2 سال انجام شد و رفت پی کارش

یکشنبه شب که رفتیم تهران و صبح 2 شنبه ساعتای 5 رسیدیم و تا رفتیم خونه خواهری شد 6

یه کم با نینی خواهری بازی کردیم و خوابیدیم

من به بدبختی 9 پاشدم رفتم بیرون

با دوستم هماهنگ کردم سر راه رفتم صحافیا رو ازش گرفتم و رفتم یونی

دیگه تا 4 عصر پیتیکو پیتیکو کنان از این سر شهر میرفتم تا اون سر

یه کم از امضاهام موند واسه فرداش

عصرش هم با خواهری رفتیم خرید

فرداش بازم از صب تا 3 و نیم یونی بودم و به بدبختی کارام تموم شد

بعدش رفتیم خرید با خواهری

فرداش هم از صب دنبال یه کارای دیگه اداری بودم

پرده خونمون رو هم سفارش دادیم و یه شب هم رفتیم فرحزاد و خوش گذشت

روز جمعه هم اومدیم یزد و شب رسیدیم

حالا دیگه کلی احساس آرامش میکنم

انگار یه باری از رو دوشم برداشته شده

امروز هم شووری رفته شیفت و من تو خونه دارم با این احساس آرامش فارغ التحصیلی حال میکنم

| ۱۳٩٢/۱۱/۱۳ | ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ | جیجر شووری نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

| ۱۳٩٢/۱٠/۱۳ | ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

| ۱۳٩٢/۱٠/۱ | ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com