خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

سلام دوستای عسیسم خوبین؟ منم هی خوبم درگیر امتحانای یونی هستم اساسی هر روزه از 7 میرم تا 5 عصر حسابی هم خسته میشم جوری که وقتی میام خونه میافتم فقط هر از گاهی یه دوری تو نت میزنم و اونم خیلی کوتاه تا 1 شنبه اینده همین اشه و همین کاسه دیشب هم خواهرشوها اومدن خونمون و موندگار شدن واسه شام و دیگه جونم بالا اومد تا رفتن و پاکسازی خونه که تا 2 طول کشید و الان از کمبود خواب دارم میمیرم برم بخوابم
| ۱۳٩۱/۱٠/۳٠ | ٩:٥٠ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

سلام دوستای عسیسم خوبین؟ منم هی خوبم درگیر امتحانای یونی هستم اساسی هر روزه از 7 میرم تا 5 عصر حسابی هم خسته میشم جوری که وقتی میام خونه میافتم فقط هر از گاهی یه دوری تو نت میزنم و اونم خیلی کوتاه تا 1 شنبه اینده همین اشه و همین کاسه دیشب هم خواهرشوها اومدن خونمون و موندگار شدن واسه شام و دیگه جونم بالا اومد تا رفتن و پاکسازی خونه که تا 2 طول کشید و الان از کمبود خواب دارم میمیرم برم بخوابم

اینارو دیروز نوشتم اما ثبت نشد

الان ناهار فردارو گذاشتم که یواش یواش بپزه

قرمه سبزی گذاشتم

پلوهم گذاشتم دم بکشه

بلکه فردا که شووری اومد قهرمون تموم بشه و اشتی کنیم

 

| ۱۳٩۱/۱٠/۳٠ | ٩:٥٠ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

حسابی قاطیم

یادتونه میگفتم قراره تو اموزش و پرورش استخدام بشم؟

با اینکه فامیل نزدیکمون ریس اونجاس

بدون ازمون و همین جور کیلویی یکی از دوستای کاریم (اقاس) چند روزه استخدام شدن

امروز شنیدم

قبول دارم که اون مرد و نون اور خونواده اس ولی من چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای تف به مم لکت تخمی ما

مردشور همتونو بببرن کثافتا

| ۱۳٩۱/۱٠/۱٩ | ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

دوستای عسیسم یه کمک میخوام  ازتون

یادتونه یه بار تعریف کردم که یکی از دوستای شووری ای ام اس داره و من خواب دیده بودم که امام رضا شفاش داده و من با خانومش تو حرم بودیو ...

این روزا خیلی حال دوستمون بده

دیگه یه جورایی دکترا جوابش کردن به کل

حالش خوب نیس

حال خانمش و شووری هم خیلی ناجوره

این پسر بزرگ خونواده اش بوده و تو اول راهنمایی که بود با باباش تصادف میکنن و باباشون فوت میشه

این پسر از همون موقع هم کار میکرد و هم درس میخوند

دیشب داداشم واسم تعریف کرد که همکلاس بودن تو راهنمایی و همیشه دستاش تاول زده بوده و یه بار معلم که خواسته تنبیه اش کنه تاولا ترکیده...

دیگه اشک امونمو برید

الان ماهیچه های گلوش هم از کار افتاده و براش لوله گذاشتن

امشب خانومش بهم زنگیده که چند شب پیش خواب دیدم که با شووریت اومدین شوور منو بردین امامزاده حسن

خیلی گریه کرد ازم خواست بپرسم امامزاده حسن کجاست

من نمیدونم میشه اگه کسی میدونه بهمون بگه شاید خدا رحمتشو به واسطه این امامزاده جاری کنه برامون

| ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ | ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

سیلام جیگرای من

چطورین؟

منم هی میگذرونم

پریشب پدرشووری هییت رو شام میدادو طبق هر سال همه فعال بودن و کم و بیش کمکشون کردیم

از همه جالبتر اینکه جاری بزرگه که الان 6 سالی میشه که نمی اومد امسال اومد

از شیراز که اومدن

جلو نیومد و منتظر من بود طبق معمول که من برم جلو و روبوسی

اما جاری کوچیکه هم نیومد و منم نرفتم و فقط به حال و احوال دورا دور گذشت

خانوم خیلی بهشون برخورده بود و تا اخر شب هم تو لک و قیافه بود و بنده و جاری کوچیکه در ابرها سیر مینمودیم(چون همیشه خودشو بالا تر میگیره و کلن تو فاز دیگه ای هست براش لازم بید)

تا امروز هم خونه پدرشو بودن ولی بنده نرفتم دیگه اونجا

راستی ناهار همشون خونه خواهر شو بزرگی بودن ولی چون شووری من سر کار بود کسی به من نزنگید

بذار شووری بیاد بهش میگم

خیلی ناراحن شدم مثلا

دیگه اینکه از فردا بوق سگ تا شب باید برم حوزه امتحانی

احتمالا کم بیام اینجا

| ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ | ۳:٥٤ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

دیشب یه چیزی شنیدم خفن

از همین الان میگم هرکی ناراحتی قلبی داره اینارو نخونه

پسر دایی ام جزو نیروهای امنیتی است که رتبه اش هم بالاست

میتعریفید که چند روز پیش 3 تا دختر دانشجو یه آژانس میگیرن و میرن اطراف شهر

یه جایی هست که خیلی

خوش اب و هواست و پر از باغ

این قسمت  پایگاه بچه پولدارای شهرمونه

اینا میرن و میگن 3/4 ساعت دیگه بیا همین جا دنبالمون

آقاهه که میره دنبالشون میبینه بساط کباب به راهه و اینا دعوتش میکنن به کباب و جگر و ....

این آقاهه میگه چرا اون دوستتون نیس

کجا رفته

میدونین چی میگن؟

میگن کشتیمش و این کباب اونه

اقاهه سریع تماس میگیره با 110 و....

میگن این دخترا از بس شیشه مصرف کرده بودن دست به این کار زدن

وقتی شنیدم تموم موهای بدنم سیخ شد

خدایا

من که اصلا باورم نمیشد

یعنی تا کی قراره این چیزا تو کشوورمون قربونی بگیره؟

پی نوشت؟

پسر دایی ام بهم میگفت از این به بعد هرکی(حتی شوورت)دعوتت کرد به باغ و کباب

پاتو 100 فرسخی اونجا نذار

شاید میخواد خودتو کباب کنه

| ۱۳٩۱/۱٠/۱٠ | ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

دیشب یه چیزی شنیدم خفن

از همین الان میگم هرکی ناراحتی قلبی داره اینارو نخونه

پسر دایی ام جزو نیروهای امنیتی است که رتبه اش هم بالاست

میتعریفید که چند روز پیش 3 تا دختر دانشجو یه آژانس میگیرن و میرن اطراف شهر

یه جایی هست که خیلی

خوش اب و هواست و پر از باغ

این قسمت  پایگاه بچه پولدارای شهرمونه

اینا میرن و میگن 3/4 ساعت دیگه بیا همین جا دنبالمون

آقاهه که میره دنبالشون میبینه بساط کباب به راهه و اینا دعوتش میکنن به کباب و جگر و ....

این آقاهه میگه چرا اون دوستتون نیس

کجا رفته

میدونین چی میگن؟

میگن کشتیمش و این کباب اونه

اقاهه سریع تماس میگیره با 110 و....

میگن این دخترا از بس شیشه مصرف کرده بودن دست به این کار زدن

وقتی شنیدم تموم موهای بدنم سیخ شد

خدایا

من که اصلا باورم نمیشد

یعنی تا کی قراره این چیزا تو کشوورمون قربونی بگیره؟

پی نوشت؟

پسر دایی ام بهم میگفت از این به بعد هرکی(حتی شوورت)دعوتت کرد به باغ و کباب

پاتو 100 فرسخی اونجا نذار

شاید میخواد خودتو کباب کنه

| ۱۳٩۱/۱٠/۱٠ | ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

اخ که داریم کوفت میگیریم تو این وانفسا

هیچی به هیچیه به کل

یادتونه اون قضیه مزاحمت و ...

میدونین جواب دادگاه و شکایتامون چی شد؟

یعنی اینهمه سخته؟

یادمه همون روزا چند تا از دوستا اومدن همین جا و گفتن بابا بیخیال شو

اینجا خر تو خره

ولی من گفتم نه

حق گرفتنیه

بلههههههههههههه گذاشته بودن کنار واسمون

با اون همه دلیل و مدرک و شاهد تبریه شدن و خلاص

پارتی داشتن دمش اندازه قد همه ما

خوب دیگه هرچی نگم بهتره

اینو هممون میدونیم یعنی چی

شووری میگه وکیل میگیرم و میریم تجدید نظر

ولی من دیگه حالم بهم میخوره از این جا

از این کارای الکی

چطور داریم زندگی میکنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

اینا به کنار

گوگل ریدر هم که دیگه باز

| ۱۳٩۱/۱٠/٧ | ۱:۳٥ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

سلام سلام دوستای گل گلی من

این چند روز اینترنتم تموم شده بود

دیشب دوباره شارژش فرمودیم و از امروز شروع کردم به سر زدن به عزیزای دلم

منتظرم باشین

دارم میام

| ۱۳٩۱/۱٠/٦ | ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com