خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

گاهی فکر میکنم نکنه بازم خبریه و من باردارم

از بس که میخوابم خودم هم به خودم شک کردم

هیچ تابستون و بهاری اینجوری نبودم

صبحا تا 10-11 خوابم

ظهرا 3 میخوابم تا 6 شب ها هم خمیازه دهنمو جر میده

غذاهم که خداروشکر بابت بعضی ناراحتیا اصلا معده ام قبول نمیکنه

الان هم دارم خمیازه میکشم

نمیدونم چه مرگم شده

عصری با خواهرشو بزرگی رفتیم خونه برادرشووری

هی بد نبود ولی جالبیش اینه که جاری با وجود شیرینی و میوه تو خونش فقط یه چایی آورد و حدود 2/3 ساعتی که ما اونجا بودیم فقط لباس عوض میکرد و به آرایشش میرسید

باورم نمیشه ولی گاهی فکر میکنم اگر موقعیت کاری منو داشت(انگار ریس جمهورم)

چه میکرد.

تعجب میکنم چرا بعضی آدما تو توهم فانتزی ان و خود و خونوادشون رو قبل از ازدواج  فراموش میکنن(یادشون نمیاد کی بودن و کی شدن)

6 ساله داره میره یونی هنوز یک سال دیگه تا اتمام لیسانسش مونده

اصلا ولش کن هر غلطی میخواد بکنه به من چه

 حالا دیگه بهتون محرز شد که ثبات روحی ندارم؟؟؟؟؟؟

| ۱۳٩۱/٢/٢۸ | ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com