خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

خوب میگن درویش نالید نالون تر شد

الان شوور خان زنگیدن و فرمودن که داداشم و بچه اش)(داداش شووری) ناهار میان اونجا

من چی بگم؟

هی میگم زشته چه کنم

ولی آقا اصلا حواسشم نیست که کوفت هم تو خونمون نیست

مجبورم دوباره عدس پلو بزارم و ماست

هههههههههههههههههههههه

مثل اینکه خدارو شکر با مردم سومالی هنوز کلی فاصله داریم

| ۱۳٩۱/۳/٦ | ٢:٢٠ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com