خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

دیروز رو به کلی بیرون بودیم

البته ما ناهار رو خونه خوردیم و علارقم اصرار های شوور خواهرم به اونا ملحق نشدیم

3 رفتیم باغ پسر خاله ام که برادرشوور خواهرم هم هست

شووری اینا رفتن تو استخرشون آب تنی کرن وما خانم ها هم کلی تماشا کردیم و کلی وراجی

دیشب هم آش پخیدیم و خوردیم و اومدیم خونه مامی

چون خواهری اینا امروز عازم تهران بودن دیگه کلی دیدنی کردیم و 1 اومدیم خونه

نینی خواهری هم امروز رفت دلم براش تنگ شده

قربونش برم

| ۱۳٩۱/٦/۱۱ | ۸:۱٦ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com