خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

برای دوستایی که میگن خوش بحالت و...

باید بگم که هممون به این نتیجه رسیدیم که هیچ کس به طور مطلق احساس خوشبختی و آرامش نمیکنه

خوشبختی یه حسه نسبیه

همون جور که میبینین یه روزایی میام و مینالم و یه روزای محدودی مثل امروزم

خیلی چیزا تو زندگیه منم هست

مثلا منم خیلی دوست دارم تو یه خونه مستقل باشم و بزرگتر از اینجا

که هر وقت میخوام برم بیرون مجبور نشم به کوچیک و بزرگشون بگم کجا میرم و چه...

منم دلم میخواست بشووری یه کار ی داشت که شبا خونه باشه و نه اینکه نصفه عمرمون جدا باشیم

منم دوست داشتم با این درسخوندنم و ..شرایط شغلی بهتری داشتم و وقتی دیگرون رو میبینم که از من خیلی پایین تر بودن و رتبه کنکورشون چندین برابر من بود الان رسمی هستن و من...

منم آرزو داشتم که مثل اونای دیگه برم مسافرت

الان 2 سال و اندیست که یه مسافرت خشک و خالی نرفتیم

وتو خونواده 2 طرفمون تنها کسی که اینجور بوده ما بودیم

و کلی بابت همین موضوع زیر ذزه بینیم

همه فکر میکنن خسیسیم و داریم جمع میکنیم

هیچکی نمیدونه که قبض موبایلامون رو هم نداریم بدیم

6 ماهه شووری حقوق نگرفته

آرزوی یه خرید خشک و خالی مدتهاست رو دلمه

آآآآآآآآآآآه

بازم بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدونم خیلیا مثل ما هستن

خیلیا بدتر از ما هستن

همینکه به اونا فکر میکنم دیگه برام کافیه

فکر میکنم میشه تو همین سوراخ موش هم زندگی کرد اونم تو خونه ای که هر کی سرشو میندازه پایین و میاد تو/خوشبخت بود

همینکه آرامشی داریم هرچند کم بازم خدارو شکر

حالا فکر نکنین همیشه همینجور گل و بلبله

فردا یا پس فردای مارو هم داشته باشین

مطمیناا میام و غر غرامو شروع میکنم

خوب آدمیم دیگه

| ۱۳٩۱/٦/۱٧ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com