خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

شووری بعد 2 روز اومده

از صبح هم باز دنبال کارای دیگشه

الان هم اومد گفت بریم بیرون

ولی یهم تلفنش زنگ خورد

و اونم گفت دارم میرم بیرون

منم کلی گریه کردم

بهش گفتم خسته شدم از این زندگی

چون شنبه دوباره میره

نمیدونم چرا؟ ولی دوباره دلم گریه میخواد

حرم امام رضا رو که میبینم اشکم سرازیر میشه

دوباره  دلم مشهد میخواد و زیارت

آقا کی مارو میطلبی پس؟

| ۱۳٩۱/٧/٦ | ٧:٥٤ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com