خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

دیشب کلی نوشتم ولی پرید

هییییییییییییی

چی بگم

چند روزه سرماخوردم و حالم خوب نیس

اما امروز بدتر بودم از دیشب که به زور خودمو از خونه مامی رسوندم خونه خودمون

تا 5 عصری افتاده بودم

به حدی حالم بد بود که اصلا از سرجام نمیتونستم پاشم و از دیشب یه سره خوابیدم تا 5

کم کم با کلی کیک و قرص و آب قند پاشدم و یه سر رفتم آرایشگاه

بعد هم خونه مامی و الان هم خدارو شکر به لطف آبگوشت مامان خوبم

ولی نمیدونم چرا این خواب دست از سرم بر نمیداره

خمارم اساسی

دیگهههههههههههههههههههههه اینکه از 4 شنبه کلاسای یونی شروع میشه و باید آماده شم

ببخشید خواهرا نمیتونم بهتون سر بزنم

بهتر بشم خدمت میرسم

فحلا

| ۱۳٩۱/٧/۱٠ | ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com