خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

این روزا روزا با سرعت بیشتری در حال گذرن

3 روزه که شووری جون سرکارن و من تنهام

این روزا خیلی دلم بیشتر از قبل واسش تنگ میشه

انگار روزای اولیه که از هم دوریم

کارم شده خوردن و خوابیدن گاهی هم یه نیم نگاهی به کتابی میاندازم و گاهی هم یه کلاس زبان رو به زور به کمر میزنم

از بس جلوی تی وی دراز میکشم و فیلم میبینم گاهی میگم نکنه زخم بستر بگیرم

دیگه اینکه رژیم ما ادامه داره ولی روند لاغری بنده خیلی سریع و خوب پیش نمیره

برم یه سرچ بکنم فردا واسه ناهار شووری یه غذای جدید درست وکنم که سروم خوشحال وشن

| ۱۳٩۱/٧/٢٥ | ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com