خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

سلام جیجرای من

خوبین؟

چند وقته که حالش رو ندارم بیام نت

گاهی روزا اصلا لبتاپ رو روشن نمیکنم/هرچند که با این درس خوندن وقتی برام نمیمونه

پریشب شووری با پسر عموش رفت بندر

قبلش بهم اس زد که اگه اجازه بدی من باهاش برم و فردا شب برمیگردم

دیدم گناه داره و هی سر کار و هی خونه و هزار جور مشغله فکری

از طرفی به خاطر فوت دوستش بهتر بود که بره

اکی رو دادمو اقا رفتن

دیشب برگشته با کلی نایلون

بهش میگم چیه؟میگه یکیش مال توه

2 تاش مال مامان دخترمه

عسیسم کلی چیز واسم اورده بود

2 تا لباس خوکشل و یه 2 جیت ش و رت که فقط همین 2 جین 50 تومن شده بود

با یه ادکلن و اسپری

کلی کیف کردم

خیلی وقت بود که کادو نگرفته بودم

از دیشب هی بهش میگم دفعه دیگه کی میری بندر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نیشخند

امروز هم رفت سرکار و 3روز نمیاد

بعدش شاید یه سر بریم تهرن

تا خدا چی بخواد

| ۱۳٩۱/۱٢/۱٢ | ٤:٠۳ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com