خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

این روزا خیلی خوب نبود

5شنبه شب نیروی ان ت ظامی میریزه خونه خواهری و ماهوارشونو جمع میکنن

شوور خواهری هم باهاشون بحث میکنه که کلی بدبختی کشیدیم و تا امروز گرفتار این موضوع بودیم

خیلی سخت گذشت/چون شوور خواهری کار حساسی هم داره و اوضاع خیلی خراب شد

 

کاش دیگه دست بر میداشتن

امروز هم کلاس داشتم و از دیروز به خاطر خاله پری حالم اساسی خرابه و 2 بار دکتر رفتم

شووری هم شیفته

فردا هم 7:30 کلاس دارم

24 این ماه هم سالگرد عروسیمونه

مهمونی دارم

 البته فقط فامیل شووری

خیلی خوابم میاد

میام میتعریفم فردا

بوس به همه

 

| ۱۳٩٠/۸/٢٢ | ۱:۱٤ ‎ق.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com