خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

  1.  سلوم جیگرای گلم.
  2. اوه اوه پرت نکنین اون لنگه کفشارو.بذارین بگم حرفامو.بعدش قضاوت کنین.خدارو شکر الان 3ماهی میشه که اومدیم خونه خودمون.خیلی خیلی ارامشم بیشتر شده.دیگه اختیار همه چز بخودمونه.هنو  هم اینترنت نداریم.امروز دیگه گفتم با گوشی بیام یه خبری از خودم بدم.
  3. روزای اول ک اومده بودیم اینجا.اینقدر حس جالبی داشتم ک نگو و نپرس.دایم فکر میکردم نو عروسم.از اینکه از خونه میاومدم بیرون و کسی نبود بپرسه کجا میری یه جورایی ذوق میکردم ک شووری هم میفهمید.
  4. راستی یه خبر دیگه:اگه خدا بخواد تا 1ماه دیگه پسملمون بدنیا میاد.
  5. دیگا از زجرایی ک تو این مدت کشیدم تو یه پسو دیگه مینویسم.میخوام این پستم حال خوبی داشته باشه.
  6. امروز هم تولد شووریه.میخوام پاشم با این خیکم کیک بپزم و برم یه دوش بگیرم و اخرین تولد 2 نفریمون رو جشن بگیریم.
  7. برام دعا کنین
| ۱۳٩۳/٦/۱ | ٢:۳٤ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com