خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

سلام

بازم اومدم اینجا که بنالم

از همه چی

خیلی اتفاقا افتاده

میدونین وقتی من و خواهرام جهیزیه مون رو میخزیدیم خیلی مراعات بابام رو کردیم و خیلی چیزارو الان داریم خودمون جور میکنیم

ولی دیشب پدری اینا رفتن خونه عروس و واسه مهر عروس یه ملک بزرگ و گرون رو مهر کردن که ما به عمرمون فکراینکه به ما بدنش رو نمیکردیم و همیشه بابام میگفت به هیچ کس نمیدمش

ما هم نبودیم ولی خیلی اتفاقی کاغذشو دیدیم

از مامی اینا هم که پرسیدیم فقط سکه هارو گفتن

حالا فکر کنین این ملکی که میگم 3 دهنه مغازه تو یه پاساژ معروفه که کلان 400 میلیونی قیمتش میشه حدودا

ولی ما چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

| ۱۳٩٠/۱۱/۸ | ٢:٠۸ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com