خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

سلام گلای همیشه بهارم

صبح پاشدم رفتیم دادگاه با شووری

نه نترسین طلاق نگرفتیم

واسه تایید مدارکم رفتم آخه اگه خدا بخواد میخوام شناسه نظارت بگیرم واسه کارگاه یکی از اقوام(داداش جاری کوچیکه)

2شنبه هم امتحان دارم که 100تا صفحه هست و من تا الان فقط نصفشو خوندم

بعد رفتم خونه مامی اینا و تا 2 اونجا بودم ولی ناهار نخوردما

قبل از بیرون اومدن از خونه ماهی رو گذاشتم تو آبلیمو و زعفون و نمک و پیاز

2 اومدم با شووری خونه.

ناهار رو پزیدم و شووری 5 اومد خونه ناهار خوردیم و من با خواهر شوور بزرگی رفتیم بیرون و 1 ساعتی بودیمو بعد من اومدم خونه و اونم اومد اینجا و تا 11 اینجا بودن و سالاد الویه درستیدم و خوردیمو اونا رفتن منم تا 2 واسه شووری قرمه سبزی درستیدم و خوابیدم

 

| ۱۳٩٠/٧/٢۳ | ۱:۱٥ ‎ق.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com