خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

الان داشتم پست گیسو جون رو میخوندم

دلم خیلی گرفت از چند لحاظ

1- اینکه خیلی وقته که دلم میخواد برم پابوس امام رضا

ولی آقا نمیطلبن

2- اینکه منم دلم میخواد مثل خیلیا صاحب خونه بشم واز دست  این خاله زنک بازیای ملت (فامیل) راحت بشم

امشب با شووری دعوام شد البته مامی اینا شام اینجا بودن با خواهری  و داداشی اینا

وقتی رفتن صحبت از خونه شد

 

دیگه حرفمو نمخونه و فقط بهم میگه صبر کن

توجه کنید میگه باید صبر کنی

لظفا کسی  نگه که صبر کن

چون دیگه بعد6/7 سال دیگه صبری برام نمونده

خسته ام

خسته

| ۱۳٩٠/۱٢/۳ | ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com