خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

از دیشب واسه امروز برنامه ریختم که امروز خونه تکونی رو ادامه بدم

ولی طبق معمول همه جیز با رفتن شوورم عوض شد

چون وقتی شووری نیست خونه منم تنبل میشم اساسی و صبح تا شب یا خوابم یا پای نت

1- دیشب چون دیر وقت اومدیم خونه و من باید واسه این چند روزی که شووری میره سرکار غذا بپزم خیلی با عجله شروع کردم به کار

ولی همین کار دستم داد و روغن های سرخ کن برگشت رو کابینت و کف آشپزخونه

خوشبختانه رو خودم نریخت

تا یک ساعت با شووری تمیز میکردیم و تازه ظرفای تو کابینت هم مجبور شدم بشورم

2-از 11 که پاشدم همینجوری چسبیدم به نت و نمیتونم جدا بشم

3- قالی هارو هم که شووری گفته بذارم تا خودش بیاد ببگه قالی شویی بیاد ببرن

با این حال من نمیتونم دکوراسیون رو عوض کنم

4- از الان باید برم کارای آشپزخونه رو تموم کنم

یخچال و فریزر رو تموم کنم تا ببینم چی پیش میاد

 

فهمیدین اینارو به سبک مژی جونم(مژی جون و شوشو )نوشتم؟؟؟؟؟؟؟

| ۱۳٩٠/۱٢/٦ | ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com