خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

اه حالم بهم خورد از دست این پرشین

دیشب 3 بار نوشتمو هی قورتشون داد

دیروز بعد از  ظهر رفتم خونه دوستم که زایمان کرده بود

یه دخمل داشت ا

خونه بزرگ و همه امکانات و نینی

زندگی آرومی داره و داشته

خیلی دلم آرامش زندگیشو میخواد

دیشب هم رفتم خونه پدرشو

مثل اینکه خواهرشوها از مسافرتاشون تشریف فرما شدن

به همین خاطر دیروز شووری از سر کار بهم تاکیید کردن که برم دیدنشون

منم نرفتم

گفتم مگه مسافرت بودن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که نمیدونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نیشخند

میخوام مثل کار خودشون رو تکرار کنم

البته امروز حتما شوهری افسار منو میگیره و به زور میبردم

فقط به برادرشووری اینا زنگیدم و وقتی اومدن میرم دیدنشون چون ازم خداحافظی کرده بودن

چند روزه خدارو شکر صبحا زودتر از خواب بیدار میشم

انگار دیگه خوابم به آخر جیره اش رسیده

یه کمک میخوام

کسی ماشین ظرفشویی مجیک داره؟کارش خوبه؟حدودا قیمتش چنده؟؟؟؟/////

یه کم پول دارم میخوام بخرم .....

ممنون میشم کمکم کنین

فعلا بای

| ۱۳٩۱/۱/۱٦ | ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com