خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

شب دیر خوابیدم و صبح هم 5 پاشدم و یه کم واسه امتحان خوندم و راه افتادم 7 رفتم به سمت امتحان

تا 9 الاف شدیم تا اکارشناس اومد و امتحان رو گرفت /من واسه تستی خونده بودم ولی سوالا تشریحی بود که نسبتا خوب دادم

با خواهری رفتیم واسه عروسی دختر خواهرشوهرش که هفته دیگه اس لباس بخره

واقعا گرونه

لباس از 80-90 پایین تر نبود/یه کت و دامن خرید ماه 130 تومن واقعا ناز بود

ناهار رو خونه مامی زدیم و عصر اومدم خونه و با شووری بعد از مدت ها دعوامون شد که منجر به قهر شد

بارها به شووری گفتم که وقتی قهریم نباید وقت خواب جدا بخوابه ولی  دیشب هم رفت تو هال خوابید منم بی شام خوابیدم و ماهی هم گرفته بودم که سر لجبازی تمیز نکردم و امروز مجبور شدم خفتشو بکشم.

2روزه که کمر درد امونم رو بریده نمیدونم چه کنم

| ۱۳٩٠/٧/٢٧ | ۱:٢۱ ‎ق.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com