خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

حالم زیاد خوب نیست

سرم به شدت درد میکنه

دیشب طی یه عملیات مافیایی از جاری جون شنیدم که خواهر شوهری کوچیکه که پارسال ازدواجیده حامله است

خیلی جا خوردم چون شب قبلش که خونه ما بودن هیچ کدومشون حرفی نزدن

امروز هم میخواستم بهش اس تبریک بفرستم ولی خودم رو نگه داشتم  به 2 دلیل

1- میگم چطور اونا از من پنهون کردن و من از دیگرون شنیدم

2- خاله زنک بازیا و بدجنسیا رو دوست ندارم

فعلا صبر میکنم تا یه تصمیم درست بگیرم

 

| ۱۳٩۱/٢/٤ | ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com