خاطراتی به رنگ آلبالو/خوشبختی شاید همین باشد

باورم نمیشه

امروز صبح شنیدیم زن عموی پدرشوهری فوت کرده

حالا این 2 روز مونده به عروسی برادر شووری

تا حالا 3 بار این عروسی عقب افتاده

و این بار 4 امین باره

همه دارن شاخ در میارن از این قضا و قدر

نمیدونیم چه کنیم آخه یکی از دختراش زن عموی شووری هست و خونه یکی از پسراش روبروی خونه پدرشووری

البته اون بنده خداها پیغام دادن که عروسی رو بگیرید

همه کلافه ان

فقط این خونواده عروس هستن که هی میزنگن که عروسی رو بگیریم

اصلا فکر نمیکنن که اون 3 بار رو به خاطر فامیلای اونا ما کوتاه اومدیم

عروس هم میگن که پاشو کرده تو یه کفش که حنابندون رو باید بگیرین

ولی نمشه که اونم فردا شب

اینجا همه چی درهمه..............

خودمم که دیشب با اتفاق خواهری خودم موهامو زیتونی کردم که خیلی ناز شده

میخوام روز عروسی برادرشو عکس بندازم و رمزی بذارم واسه دوستام

چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

| ۱۳٩۱/٢/٢٠ | ۱:۳۳ ‎ق.ظ | جیجر شووری نظرات () |

Design By : shotSkin.com