فارغ التحصیلی

سلام گلای همراه

بالاخره کارای فارغ التحصیلی منم بعد از 2 سال انجام شد و رفت پی کارش

یکشنبه شب که رفتیم تهران و صبح 2 شنبه ساعتای 5 رسیدیم و تا رفتیم خونه خواهری شد 6

یه کم با نینی خواهری بازی کردیم و خوابیدیم

من به بدبختی 9 پاشدم رفتم بیرون

با دوستم هماهنگ کردم سر راه رفتم صحافیا رو ازش گرفتم و رفتم یونی

دیگه تا 4 عصر پیتیکو پیتیکو کنان از این سر شهر میرفتم تا اون سر

یه کم از امضاهام موند واسه فرداش

عصرش هم با خواهری رفتیم خرید

فرداش بازم از صب تا 3 و نیم یونی بودم و به بدبختی کارام تموم شد

بعدش رفتیم خرید با خواهری

فرداش هم از صب دنبال یه کارای دیگه اداری بودم

پرده خونمون رو هم سفارش دادیم و یه شب هم رفتیم فرحزاد و خوش گذشت

روز جمعه هم اومدیم یزد و شب رسیدیم

حالا دیگه کلی احساس آرامش میکنم

انگار یه باری از رو دوشم برداشته شده

امروز هم شووری رفته شیفت و من تو خونه دارم با این احساس آرامش فارغ التحصیلی حال میکنم

/ 4 نظر / 28 بازدید
مژی

به سلامتی مبارک باشه خدا قسمت ما هم بکنه این آرامش رو:)

میشا

به سلامتی خدا رو شکر که خیالت راحت شد دوستم... مبارکت باشه...

فافا

به سلامتی عزیزم مبارک باشه ایشالا این احساس ارامش همیشه باهات باشه

مامان مهسان

سلام مبارکه انشااله فارغ التحصیلی دکترا خواهر[قلب][ماچ]