پوست کلفت میشویم

خیلی برام جالبه

کارای ما همیشه آخرای شب شروع میشه

یه وقت فکر بد نکنین

مثلا اینکه بیچاره اجاق گازمون بیشتر شبا این وقت داره میزنه تو سر خودش

چه وقتایی که فرداش شووری میره سر کار و چه الان که ماه رمضونه

قرمه سبزی گذاشتم تا خوب جا بیفته واسه سحری

بوش همه خونه رو گرفته

بعد از مدتها خیلی بهم حال میده

برنج رو هم گذاشتم دم بکشه

شووری هم که از صبح که از سر کار اومد رفت بیرون و سر کار دوم

هنوز هم نیومده

حتی افطار هم نبود

حالا قابل توجه دوستایی که میگن هنوز خوبه و شرایط کاری همینه

آخه شووری من روزایی که سر کار هم نیس میره سر کار دومش که ازاده و فقط واسه خواب میاد

امروز زنگیده که میخوای کارم رو ول کنم؟

گفتم نه........

اصلا

حالا که بعداز عمری پیمانی شدین نه

از این به بعد 15 روز که کاملا شووری رو نمیبینم و 15 روز دیگه هم 12 میاد و صبح زود میره

خوش بحال مادرامون چه زندگی ای کردن

ما با اینهمه دویدن بازم همیشه هشتمون گرو 9 هس

جالب ترش اینه که اصلا تو شرایطمون تغییری ایجاد نشده و نمیشه

ولی..........

اصولا من انسان پوست کلفتی هستم و کم کم آروم شدم و منتظرم شووری بیاد

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آمارین

شوهر تو هم کارش رفت شهرستان؟ چرا 15 روز نمیبینی؟

آمارین

اهان پست پایینو خوندم متوجه شدم. چقدر سخت. ف ک کنم سختتره از منه

عاطفه

جیگرم ای وای از دست این دنیا غصه نخور 100 سال اولش سخته

مونس

قدر همینم باید دونست سماجان. من حسرت همین وضعیتو دارم واسه شوور خودم. اصل حالت خوبه؟ ماه رمضونی دعا یادت نره ها!![قلب]

aybeniz

خب من فکر کردم پونزده روز کامل پیشته[لبخند]. ولی خب خدا رو شکر کن که شوهر اهل کار و تلاشه. متاسفانه الان شرایط همه اینطوریه. کار زیاد ولی نتیجه کم!!!

تازه عروس

واقعا بهت سخت میگذره اما من بدتر از توام من 6 ماه همسرم رو نمیبینم شاید تو این شش ماه فقط یه بار ببینم فقط سه ماه تابستون با همیم اونم باز زیاد خونه نیست فکر کنم شوهر نمیکردم سنگین تر بودم

تازه عروس

خدا رو شکر کن که محل کار شوهرت جایی نیست که همه اش دختر توش باشه اگه مثله من بودی دق میکردی