به یاد کرال جونم

یاد اون پستای خنده دار کرال افتادم

پریروز هراسون آماده شدم که برم دانشگاه

قبلشم باید میرفتم عکاسی و عکسمو تحویل میگرفتم و بعدش میرفتم بسیج برای نامه

سریع آماده شدم و راه افتادم

البته با ماشین

سریع رفتم عکاسی و عکس رو گرفتمو رفتم بسیج که مسولش نبود و شکر خدا نشد که برم دانشگاه

اومدم خونه مامی

همین که نشستم زنداداشی گفت یه چیزی میگم ولی ناراحت نشو

گفتم بگو

گفت مغنه ات برعکسه

اون وقت من باید چه میکردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیکه اکه از یک فرسخیه بسیج و یا اون عکاسی روم بشه بکذرم

آدم هم اینهمه مشنک و سر به هوا؟؟؟؟؟؟/

/ 8 نظر / 15 بازدید
عروسک کوکی

اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقی ٍ النّقي و حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثـَــري الصّدّيق ِ الشَّهيد صَــلَوةَ كثيــرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَـــواتِـــرَةً مُتَــــرادِفَــــه كِـــاَفْضَل ِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ... + صرفا جهتِ یادآوری... :)

میشا

مقنعه بر عکس خیلی خیلی باحال بود....[نیشخند]

لبخند

سلام عزیزم یک مدتی هرچی بهت سر میزدم نمیومدی بازدید گفتم نکنه مارو یادت رفتهههههههههه مقنعت خیلی باحال بوده فکر کنم اگر دوباره بری بشناسنت[چشمک]

سها

دختر مگه قبل رفتن خودتو تو آیینه نگاه نمی کنی؟؟

coral

[قهقهه][قهقهه][قهقهه] همین جور ادامه بدی به مقام استادی هم میرسی و من باید بیام شاگردیت رو بکنم...[ماچ][بغل][ماچ]