دعا

دیگه بریدم شکستم خسته ام خسته

نای نفس کشیدن هم ندارم

خدای من چرا؟

منو رها کردی اونم تو این ماه

واقعا بریدم

هیچکی من رو درک نمیکنه

از بس اعصابم داغونه دیکه حواسم رو نمیتونم جمع و جور کنم

از پریروز سحر و افطارم شده چند تا دونه خرما

دیشب هم مهمونی خواهر جاری بودیم

بازم یه متلک دیگه

باز هم نگاه های همراه با طعنه

چند روزه سرامیکای کف هال باد کرده و اومده بالا

به شووری میگم یه فکر ی بکن میندازه پشت گوش

خسته شدم

خونمون هم متوقفه.

فقط برام دعا کنین.....

/ 7 نظر / 13 بازدید
امروز چه خبر؟(مهربون خانوووم)

عزیزم خوشگل خانوم بیخیال میدونم ناراحت میشی اما نشون نده ناراحتیتو خدا بزرگه داره برات بهترینها رو اماده میکنه تا تو یه فرصت مناسب بهت هدیه بده. بخند عزیزم

مامان مهسان

سلام عزیزم بیخیال حرف مردم اجازه بده اینقدر بگن تا خسته شن من نمیدونم چرا این بنی بشر روز به روز پرروتر میشوند از خدا نمیترسند؟

رایحه ی اردیبهشت

چرا سعی نمیکنی بی تفاوت باشی.برای نمونه من خودم اگر بخوام از این چیزا بگم میشه مثنوی هفتاد من کاغذ.بیخال همه چیز شدم.و دیگه نه خودشون نه حرفهاشون برام هیچ ارزشی ندارن.خودمم کمتر اذیت میشم اینجوری.خوب همه شوهرها همینقدر بی تفاوتند.کمی صبور باش.خواهش[گل]

میشا

عزیزم اینقدر خودتو ناراحت نکن .انشالله که خدا جواب متلکهاشون رو میده واگذارشون کن به خدا

نیلوفر

یه استادی داشتیم میگفت وقتی دیدی یکی خیلی چرت حرف میزنه گوسفندی فرضش کن که بع بع میکنه و تو محل سگش نمیدی. تو هم محل سگشون نده و ناراحت نشو که اونا به مراد دلشون نرسن. ک ونشون میسوزه که شما خوشبختین.

عاطفه

سلام چی بگم منم مثل تو دو روز رفتم خونه اونها مثلا خیر سرم مهمونی اگه بدونی چیا بارم کردن اگه به سنگ بگن اب میشه باشه عیبی نداره منم فقط نفرینشون میکنم که از این ذلیل تر و خوار تر بشن [گریه]

فلفل بانو

درکت می کنم. امیدوارم اوضاع زودتر بهتر شه